close
تبلیغات در اینترنت
عِندَ رَ‌بِّهِمْ يُرْ‌زَقُونَ


نوحه ی کوه صبروحامی ولایت، (زینب س)


 

هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت

صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت

پشتِ صبوری از مصیبتهای این عالم شکستی

امّا دلت هرلحظه ای درآن سفر، ماتم سرا داشت



هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت

صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت


تـا دراسـارت ماجرای کربلا را زنـده کردی،

سـوزِدلت خونـابـه ها ئی ازجفا را درخفا داشت

باخیمه های آتشین زَینُ العِبادو جسمِ تب دار

آن نازنین مـولای دین، صدکربلا درکربلاداشت


هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت

صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت


لیـلا زِداغ نوجوان وطفلِ معصومش به شبـها،

خـوابِ پـریشـانِ روان، ازمـاجرای پُر بَلا داشت

اُمُّ البَنیـن آن مــادرِ شیـرانِ شَجعانِ دلاور،

خـونِ بَـصَـر، جـاری زِ روزِ پُربلای  نینوا داشت


هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت

صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت


طفل سه ساله ، نـازنیـن دُردانه ی نابِ برادر،

با رأسِ بابا، در خرابه ، یک شبی غوغا به پا داشت

هنگامه ی جان دادنش بانو رُقیّه ، همچو زهرا

برزخمِ تن،گلگون بدن ، مرهم زِشلاّقِ جفا داشت


هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت

صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت


رأسِ بـرادر ، در بـرابـر، بـرسـر نی ، صوتِ زیبا،

گلواژه هایِ نابِ  قُرآنی زِ لب هایش  صفا داشت

نیــزارِ بــازارِ اسـارت از غنـائـم ،  بَـَرسـرِدست،

انـواعِ گُلهـای شکوفا ازشهیـدان؛ سـرجـدا داشت


هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت

صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت


آنجا گُلی خندان به روی نیزه ای فرقش دوتا بود

آلاله ای دیـگر بـه پیشـا نـی  رَدِ  سنگِ بلا داشت

صـد اربعیـن بـرتوگذشت از کربلا تا کوفه و شام

اینها همه در خطبه ی  غرّای تو ، زیبا  جلا داشت


هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت

صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت


بِـنـتِ اَسَــد ای وارثِ خونِ شـهیـدانِ ولایـت،

تنهـا شهامتهای تو ، درکوفه ، مولا، مُرتضی داشت

«اُمُّ المَـصـائـِب» ؛ آفتـابِ کـربــلایِ دراســارت،

هرلحظه ی فریادِ دشمن کوبِ تو صد مرحبا داشت


هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت

صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت


ذکرِشکیبائیِّ تـو، در نینوا، چندین هزاراست،

صبـرِمُصیبتهـایت ای زینب دراین دنیا، خدا داشت

هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت

صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت


 غلامرضا مهدوی آزاد- استهبان



ادامه مطلب


بازدید : 4
[ سه شنبه 24 مهر 1397 ] [ 18:57 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


بار بگشایید ، اینجا کربلاست

آب و خاکش با دل و جان آشناست

.

بر مشام جان رسد بوی بهشت

به‌ به از این تربت مینو سرشت

.

کربلا ، ای آفرینش را هدف

قبله‌ گاه عاشقان از هر طرف

.

طورِ عشق است و مطافِ انبیا

نور حق اینجاست ؛ ای موسی ! بیا

.

جسم را احیا اگر عیسی کند

جان و تن را کربلا احیا کند

.

گر سلامت رفت ، از آتش ، خلیل

نورِ ثارالله شد او را دلیل

.

کربلا ، قربانگه ذبح عظیم

عرشِ رحمان را صراط مستقیم

.

گر خدا خواهی ، برو این راه را

کن زیارت کوی ثارالله را

.

شد ز عاشورای او یک اربعین

قتلگاهش را به چشم دل ببین

.

ماه ، اینجا ، واله و سرگشته است

و آن شهابِ ثاقب از خود رفته است

.

گَرد غم، افشانده بر سر ، کهکشان

اشکِ خون ریزد هنوز از آسمان

.

اختران ، سوزند چون شمع مزار

مرغِ شب می‌ نالد اینجا زار زار

.

گاه در صحرا خروش و گه سکوت

خفته در اینجا شهیدی لا یموت

.

حضرت سجاد بر خاکش نوشت

تشنه لب شد کشته ، سالار بهشت

.

اربعین است ، اربعین کربلاست

هر طرف غوغایی از غم‌ها به پاست

.

گویی از آن خیمه‌ های نیم‌ سوز

خود صدای العطش آید هنوز

.

هر کجا نقشی ز داغ ماتم است

هرچه ریزد اشک ، در اینجا کم است

.

باشد از حسرت در اینجا یادها

هان به گوش دل شنو ، فریادها

.

در دل هر ذره ، صدها مطلب است

ناله ی سجاد و اشک زینب است

.

باید اینجا داشت گوش معنوی

تا مگر این گفتگوها بشنوی :

.

– عمه جان ! اینجا حسین از پا فتاد

چهره بر این تربت خونین نهاد

.

– عمه جان ! این قتلگاه اکبر است

جای پای حیدر و پیغمبر است

.

– عمه جان ! قاسم در اینجا شد شهید

تیر بر قلب حسین اینجا رسید

.

– عمه جان ! عباس اینجا داد دست

وز غمش پشت حسین اینجا شکست

.

– اصغر لب تشنه ، اینجا ، عمه جان !

شد ز تیر حرمله خونین دهان

.

– از برای غارت یک گوشوار

شد در اینجا ، کودکی نیلی عذار

.

تا قیامت ، کربلا ماتم سراست

حضرت مهدی ، ” حسان ” ! صاحب عزاست


زنده یاد

استاد حبیب الله

چایچیان



ادامه مطلب


برچسب ها : اربعین , حسینی , بگشایید , کربلاست , خاکش , آشناست , مشامم , بوی بهشت , مینو سرشت , تربت , آفرینش , قبله گاه , طور عشق , مطاف , اینجاست , ثارالله , قربانگه , ذبح عظیم , عرش رحمان , مستقیم ,
بازدید : 6
[ یکشنبه 22 مهر 1397 ] [ 17:22 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند

مادرت می گفت دکترها جوابت کرده اند


مرگ تدریجی ست این دردی که داری می کشی

منتها با قرص های خواب ، خوابت کرده اند


خواب می بینی که در (( سردشتی )) و (( گیلان غرب ))

خواب می بینی که در آتش کبابت کرده اند


خواب می بینی می آید بوی ترش سیب کال

پس برای آزمایش انتخابت کرده اند


خواب می بینی که مسولان بنیاد شهید

بر در دروازه های شهر قابت کرده اند


خواب می بینی کنار صحن (( بابا یادگار ))

بمب ها بر قریه ی (( زرده )) اصابت کرده اند


قصر شیرینی که از شیرینی ات چیزی نماند

یا پلی هستی که چون سر پل خرابت کرده اند ؟


خوشه خوشه بمب های خوشه ای را چیده ای

بادِ خاکی با کدامین آتش آبت کرده اند ؟


با کدامین آتش ای شمعی که در خود سوختی

قطره قطره در وجود خود مذابت کرده اند ؟


می پری از خواب و می بینی شهید زنده ای

با چه معیاری – نمی دانم – حسابت کرده اند



شهید زنده – اصغر عظیمی مهر



ادامه مطلب


برچسب ها : دفاع مقدس , با کپسول , مجابت کرده اند , جوابت کرده , مرگ تدریجی , می کشی , قرص های , خوابت کرده , سردشتی , گیلان غرب , کبابت کرده , سیب کال , بوی ترش , آزمایش , انتخابت , کنار صحن , اصابت کرده , بمب های , خوشه ای ,
بازدید : 17
[ پنجشنبه 05 مهر 1397 ] [ 21:49 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


باید کــــه ز داغم خبــری داشته باشد

هر مرد که با خود جگری داشته باشد


حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش

در لشکــر دشمن  پسری داشتـــه باشد !


حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل

بازیچــــه ی  دست  تبــــری  داشتـه  باشد


سخت است پیمبر شده باشی و ببینی

فرزند تــــو دیــــن دگـــری داشته باشد !


آویخــــته از گــــردن من شـــاه کلیدی

این کاخ کهن بی که دری داشته باشد


سر درگمـــی ام داد  گـــره در گـــره اندوه

خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !


حسین جنتی



ادامه مطلب


برچسب ها : داغم , خبری , داشته , شاخه , نا اهل , بازیچه ی , تبری , فرزند تو , دین دگری , شاه کلید , کلیدی , آویخته , این کاخ , کاخ کهن , سر درگمی , اندوه , خوشبخت , کلافی ,
بازدید : 16
[ یکشنبه 01 مهر 1397 ] [ 13:16 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


این اسبها که روی تن تو دویده اند

طرحی جدید از بدنت آفریده اند


ای عطر سیب سرخ ، تمامی قافله

از روی نیزه رایحه ات را شنیده اند


ساعات عصر ابر سیاه براده ها

از هم تمام پیکرتان را بریده اند


تنگ غروب در پی هفده سر دگر

عکس  تو ا به صفحه نیزه کشیده اند


در زیر آفتاب همه برق می زنند

سر نیزه های کوفی عجب آب دیده اند


محمد رضا شمس



ادامه مطلب


بازدید : 19
[ جمعه 30 شهريور 1397 ] [ 12:20 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


:fallen_leaf:
حال و هوای کوچه، غم‌آلود و درهم است
پرچم به اهتزاز درآمد، محرّم است

می‌گرید آسمان و زمین، در محرّمت
طوفانی از حماسه به پا می‌کند غمت

ابلاغ می‌کنند به یاران، سلام تو
قد می‌کشند باز علم‌ها، به نام تو

هر جا که نام توست، مکان فرشته است
بر هر کتیبه‌ای که ببینی، نوشته است

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»

باید در این حسینیه، از خود سفر کنیم
باید در این مقام، شبی را سحر کنیم

با کاروان گریه، مسافر شدم تو را
امشب در این حسینیه زائر شدم تو را

تا گفتم «اَلسلامُ عَلیکُم» دلم شکست
نام حسین، بند دلم را، ز هم گسست

دیدم که ابرهای جهان، گریه می‌کنند
در ماتمت زمین و زمان، گریه می‌کنند

دیدم «عزای اشرف اولاد آدم است»
دیدم «سر ملائکه بر زانوی غم است»

رفتم که شرح عصمت «ثارُ اللَّهی» کنم
چیزی نمانده بود که قالب تهی کنم

خورشید رنگ و بوی تغیّر گرفته بود
تنگ غروب بود و فلک گُر گرفته بود

ای تشنه‌کام! بود و نبود تو را چه شد؟
سقّایِ یاس‌های کبودِ تو را چه شد؟

بر اوج نیزه‌ها، کلمات تو جاری است
این قصّه، قصّهٔ تَبَر و استواری است

ای اسم اعظمت به زبانم، عَلَی الدَّوام
ما جاءَ غَیرُ اِسمُکَ فی مُنتَهَی الکَلام

آیین من تویی، که تویی دین راستین
بَل ما وَجَدتُ غَیرَکَ فی قَلبِیَ الحَزین

آن بحر پر خروش، دگر بی‌خروش بود
خورشید تکّه تکّهٔ زینب، خموش بود

عباس شاه زیدی



ادامه مطلب


برچسب ها : امام حسین , علیه السلام , غم آلود , اهتزاز , محرّم , طوفانی , کتیبه ای , شورش , حسینیه , زائر شدم , دلم شکست , ملائکه , تغیّر , تشنه کام , استواری , نیزه ها , منتهی , الکلام , الدوام , گسست ,
بازدید : 26
[ دوشنبه 19 شهريور 1397 ] [ 18:56 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()




ادامه مطلب


برچسب ها : ابالفضل , العباس ,
بازدید : 26
[ شنبه 17 شهريور 1397 ] [ 19:18 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


در پیِ  اِکمالِ دین، اِتمامِ نعمت آمد و
بهترین روزِ خدا عیدِ ولایت آمد و

روزِ بَهجت برتمامِ انبیا، عیدِ غدیر،
روز ِابلاغ ولایت با هدایت آمد و

دین اسلام و پیام ِحق شهادت می دهند
ازکتابِ شیعه وسنّی روایت آمد و

آخرین حجِّ پیمبر بود و جانها مُنسَجِم
درستیغِ ظهرِ صحرا قد به قامت آمد و

درمیانِ آسمان هاتف صدا زد یانبی،
بشنو اکنون برتوآن پیکِ بلاغت آمد و

ای پیمبر: برگزین مولا امیرالمؤمنین
گر نکردی این عمل نقضِ رسالت آمد و

آیه ی بَـلِّغ وَما بَلَّغتِ قرآن کریم
هجده ی ذِی الحَجّه در شأنِ امامت آمد و

پس خدا پیمغبرش را وارهانید از گزند
این همه آیاتِ حق بهر ِبشارت آمد و

شاهدش مَن کُنتُ مولای رسولُ اللهِ بود
بعد از آن هذاعَلیٌّ تحتِ رایت آمد و

پس دعای والِ مَن والاهُ وَانصُر مَن نَصَر،
در پی ِاَذکار ِ احمد در نهایت آمد و

* * *
برتوای شیعه دوصد تبریک وفیض وتهنیت
کان قَسیم ِنارُ وجَنّت با درایت آمد و

هرکه را حُبِّ عَلی باشد به دل دوزخ حرام،
در قیامت هم مُحبّان را حمایت آمد و

روزه ی عیدِغدیر ،هَم وَزنِ کُلِّ عالَم است،
در زوالش هم نمازی بهر حاجت آمد و

عهدِ مولا درسما، میثاق ایشان در زمین
نامِ این روز مبارک با عنایت آمد و

هرکسی بخشش نماید دِرهمی،روز غدیر،
می بَرَد میلیون ثوابش در روایت آمد و

این روایت از امام جعفرِصادق بود
تحتِ تَهذیبُ الحِکام از بابِ آیت آمد و

مهدوی قدر ولایت را تو بیش ازجان بدان
مهدیِ صاحب زمان آید به زودی در میان

غلامرضا مهدوی

------------------------------------
1- آیه ی اکمال سوره مائده آیه3  اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینُکُم وَاَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاسلامَ دینا : امروز دینِ شما رابه حدّ کمال رسانیدم وبرشما نعمتم را تمام کردم وبهترین آئین راکه اسلام است برایتان برگزیدم .
مرحوم شیخ طوسی ازامام صادق علیه السّلام درتهذیب الاحکام جلد3ص 144: روزغدیرعیدبزرگ خداست هیچ پیامبری راخدابرنگزیده مگرآنکه به او دستورداده که این روزراعیدبگیردوحرمت این روزرابه اوفهمانیده است.
2- آیه بلاغت: سوره مائده آیه 67 یا اَیُهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّک وَ اِن لَم تَفعَل وَما بَلَّغتَ رسالَتَه واللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاس : ای پیغمبر آنچه ازخدابرتونازل شدبه خلق برسان که اگرنرسانی تبلیغ رسالت واداء وظیفه نکرده ای وخدا تورا ازشرّمردمان محفوظ خواهد داشت.
حدیث معروف ولایت: مَن کُنتُ مَولاهُ فَـهذاعَلیّ مَولاهُ اَلّهُمَّ والِ مَن والاه وَعادِ مَن عاداهُ وَانصُرمَن نَصرَهُ وَاخضُل مَن خَذَلَهُ: هرکس رامن مولایم ، علی مولای اوست. خداوندا کسانی که علی را دوست دارند ، آنان را دوست بدار؛ وکسانی که اورادشمن بدارند دشمن دار. خدایا یارانِ علی را یاری کن ، دشمنانِ علی را خواروذلیل نما واو را محورحق قراربده :(فرازهائی ازتاریخ اسلام- استادجعفرسبحانی)
3 -  تهذیب الاحکام جلد3ص 144: مرحوم شیخ طوسی ازامام صادق علیه السّلام نقل می کندکه فرمود: روزه روز غدیرخم معادل وهم وزن ِروزه ی عمر دنیاست.اگرانسانی راخداعمردنیابدهد(ازاوّل خلقت تاقیام ِقیامت) وهمه ی عمرش را روزه بگیردمعادل روزه روز ِغدیرخواهدبود. روزه روزغدیردرهرسال نزدخدای عزّوجلّ برابر است باصدحج وصدعمره مقبوله.
اسم این روز  در آسمان روزعهدو معهود ودر زمین روز میثاق وپیمان است.
 کسی که دراین روزدورکعت نمازبخواند(به این ترتیب که) : نیم ساعت قبل از زوال ظهر روزعیدغسل کندخدارابخوانددرهررکعت سوره حمدرایک باروسوره قل هواللهُ اَحَدرا ده باروآیت الکرسی را ده باروسوره انا انزلناه را ده مرتبه بخواند، این دورکعت نمازنزدخدابرابراست باهزارحج وهزارعمره مقبوله وهرحاجتی ازخدابعدازاین دورکعت بخواهدازحوائج دنیوی واخروی به هراندازه که باشدخدا آن رابرآورده می کند.


ادامه مطلب


برچسب ها : با غدیر , اتمام , نعمت , آمد و , بهترین , روز خدا , عید , ولایت , عید ولایت , روز بهجت , تمام انبیا , عید غدیر , دین اسلام , بشنو , اکنون , ستیغ , هاتف , بَلَّغتِ , پیغمبرش , بشارت ,
بازدید : 28
[ چهارشنبه 07 شهريور 1397 ] [ 17:57 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

از  پی آن مُـقـتــدا  مــــولا  عــلی

باعـلی قـرآن و عِتـرت مِهـر وماه

پشتِ من گرم است وسالاری ازاو

تا نَـفَـس درجان وتـن باشـد روان

ثابـت از او  شــد قـیــامِ هـر امـام

جـیـمِ جــاءَ الحَق زِ پـیغـامِ  رُسُـل

چـاهِ کــوفه نالَـد وهـرنخل وبـرگ

حـالِ مـولا چــون شـد از یادِ فدَک

خـدعه کردنـد اَرچه اصحابِ سَبَق

دستِ او دسـتِ خدا،دســتِ عـفاف

ذَرَّةُالـمِـثـقـالِ  حَـقّ و  چـلچـــراغ

رایـتِ مـــولا علـی  باشـــد  وَرَع

زادگاهـش کعـبه بود از این لحاظ

ژاژ خـایـان  اَرچه  کردند اختلاط

سالک اَرهستی ولایش برتوفرض

شیعگی کُن،شیعگی،جانا،خَلاص

«مهـدوی» نجوا نما با هر قیام

 

از  الـف  تـا  یـــا  بگـویـم  یـا عـلی

بـی عـلی هـر مُـدَّعـی افتـد بـه  چـاه

پایِ من لنگ است وغمخواری ازاو

تــازه بـاشـد یـاعـلـی بَــر هـر زبـان

ثـلمه ای شــد قتـلِ او ، دین نا تمام

جـان گرفـت اَنــدَر کـلامِ ایـن  رَجُـل

چـشـم گـریَـد بَـرعلـی هنگامِ  مرگ

حـمله یِ اصحابِ رزل و پُـر کَـلَـک

خـاکسـارِ درگَـه اَش  مَـــردانِ حـق

دادِ او  هـرگـز نـبــاشــد اختــــلاف

ذرّه هـای عـدل از او گیـرد سُـراغ

روحِ  ابـلیـس از وِلایـش در جَـزَع

زان  سَـبَـب آمـد نـگینی را حفــاظ

ژِستـشان  اِفشا شـد انـدر انحطاط

ســَر مَتاب ازآن سراجِ روزِعَرض

شـاهـدِ ما باشـدآن  مـولایِ خَـاص

باعلی، مولای خوبان، صبح و شام


غلامرضا مهدوی آزاد



ادامه مطلب


برچسب ها : یاعلی , مقتدا , مولا , بگویم , با علی , قرآن , عترت , مدعی , سالاری , لنگ , غمخواری , هر زبان , قیام , ثلمه , قتل , ناتمام , ثابت , کوفه , گرید ,
بازدید : 150
[ پنجشنبه 09 فروردين 1397 ] [ 15:17 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



یادوخاطراتِ هفته ی دفاع مقدس گرامی باد.

سروده ی حاضر با نامِ «غزل شهادت» تقدیم به شهداوایثارگرانِ دفاع مقدس درکربلای ایران درقیاس با شهدای مظلوم کربلا است.


تومشقِ عشق در سنگر نوشتی

شهادت نامه دردفتر نوشتی


شهادت نامه ات امضای خون داشت

کبوترگشتی وبا پَر نوشتی


غزل هائی سرودی از رِشادت

عَجَب انشائی از باورنوشتی


حُسَین امّا به خطِّ خون و سرمشق

به سربند و به انگشتر نوشتی


لب خشکیده ات مستانه می خواند

دعای ربّنا از بر نوشتی


شبِ حمله حنا بستی سرو روی

صفای قاسم و اکبر نوشتی


به سانِِ عون و جعفر خون سُرخـَت

مُـرَکـَّب شد گُلِ اَحمَر نوشتی


گلویت خشک و خونین بودو مجروح

زِحُلقومِ علی اصغر نوشتی


مُنَوَّر سینه ات را لاله گون کرد

دوصدباور تو ازداوَر نوشتی


زِ خورشیدیّ وسیمِ خارداران

سِنان و نیزه و خنجر نوشتی


به روی مین جَبین ساییدی آن شب

شهادت نامه در «معبر» نوشتی


به خمپاره تنت شد پاره پاره

زِ اَعشارَش گُلِ پرپر نوشتی


جدا شد دستت ازپیکرچو عبّاس

رسالت با یَـدِ دیگر نوشتی


سَرِ خونینت ازپیکرچوافتاد

شهیدِ کربلا بی سر، نوشتی


زِرِه پوشان که بر جِسمت خزیدند

زِاَسب و نعلِ تازه ترنوشتی


چورگباری تَـنَت آماجِ خون کرد

لِثاراتَ الحُسَین آخر نوشتی


مَیِ نابِ شهادت سَرکشیدی

مَرامِ ساقی و ساغر نوشتی


به سانِ جعفرِ طیّارِ اسلام

بهشتی گشتی و با پَر نوشتی


پیامِ زینبی دادی به عالم

حجابِ مادروخواهرنوشتی


به ما جامانده ها آخرپیامت

اِطاعت ازخطِ رهبرنوشتی


غلامرضا مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : مشق عشق , در سنگر , نوشتی , شهادت نامه , اطاعت , خط رهبر , جامانده , حجاب , پیام زینبی , مرام ساقی , ساقی کوثر , سجاده رنگین , یالَیتَنی , رگبار مسلسل , نعل تازه , زره پوشان , شهید کربلا , اعشارش , گل پرپر , پاره پاره ,
بازدید : 235
[ دوشنبه 20 آذر 1396 ] [ 10:23 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
:: تعداد صفحات : 5
1 2 3 4 5 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فایل زون