close
تبلیغات در اینترنت
یادمان نیکنامان درقهقه ی مستانه ی شهیدان
آخرین ارسال های انجمن


ناوَکِ نازِ نگاهت دل ودین روشن کرد

مژده ی آمدنت روی زمین روشن کرد

سرو، بالای تورا دید و خرامان گردید

نرگسِ مستِ تو هرماهِ مهین روشن کرد

عطرِ هر گل زصفای تو پدیدار آمد

گلعُذارِ نبوی دین مبین روشن کرد

ساقیِ میکده با یادِ تو ساغر بگرفت   

شُربِ صهبای تواَم چینِ جَبین روشن کرد

قطره ی زمزمی ازگوشۀ لعلِ تو چکید

پهنه ی آب وَ آئینه چنین روشن کرد

شهدِ لبهای تو درکامِ عسل ریخته اند

صوتِ زیبای تورا سوره ی تین روشن کرد

هرنسیم ازتو وَزَد بوی بهشتی دارد

یادِ تو ظلمتِ هرقلبِ حزین روشن کرد

در مُصلاّ خمِ ابروی تو تکبیرم شد

اقتدا برتو مرا صبح و پسین روشن کرد

هرکجا می نگرم شاهچراغِ تو بود

کُلِّ عالم ز یَسارو زِ یَمین روشن کرد

هرشهیدی که به یادِ تو شهادت را گفت

مَلَکَ المَوت ازاو خُلدِ بَرین روشن کرد


غلامرضا مهدوی

استهبان



ادامه مطلب


بازدید : 39
[ سه شنبه 04 خرداد 1395 ] [ 19:52 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


روی سر سایه ی رحمان و رحیم افتاده

به سوی كوچه ی دل راه كریم افتاده

میكده باز شده مستی ام آغاز شده

بر مشام دل دیوانه شمیم افتاده

ماه دلبر خبر از سبط پیمبر آورد

چشم دل بر پسر خلق عظیم افتاده

با تو انگار بهشت از همه جا می روید

بی تو انگار بشر قعر جهیم افتاده

محرم كوی حسینم من و در حال طواف

چشم ارباب بر این عبد یتیم افتاده

گفتگویی است میان من و خالق هر آن

كه حسین است حسین است قدیم الاحسان

مژده ای هم نفسان گاه تماشا آمد

همه ی زندگی حضرت زهرا آمد

این چنین است كه كشتی نجات بشر است

مهد مصباح هدی نور سراپا آمد

آنكه با نهضت او دین خدا بیمه شود

چاره ساز نبوی با ید بیضا آمد

دیده گریان شود از نام قتیل العبرات

روزی روضه اش از عالم بالا آمد

این چه سری است كه با ذكر انا العطشانش

پسر فاطمه شش ماهه به دنیا آمد

اشك شوق است كه چون ابر بهاران ریزد

یا همان گریه زهراست چو باران ریزد؟

یار دلدارم و از یار دگر آزادم

بنده ی عشقم و در دام حسین افتادم

كربلا محرم خود كرد مرا روز الست

حاجی كوی حسینی است دل از بنیادم

از زمانی كه شدم محرم غمهای حسین

هر دم آید غمی از نو به مبارك بادم

جذبه حور و ملك نیست مراد دل من

جذبه عشق حسین است كه زد فریادم

نه ملك بودم و نه خلد برین جایم بود

ذره ای بودم و شد عالم ذر امدادم

منكه از بتكده تا میكده را پیمودم

عشق چون بارقه ای آمد و شد استادم

دیده را اشك غمت شرب مدام است مدام

كشته عشق تو ارباب ، غلام است غلام

آسمان خالق خود را به زمین می جوید

ملك از هر طرف انگار چو گل می روید

اینك ای قوم بیائید كه فطرس بشویم

نوكر از مقدم ارباب شفا می جوید

حاجت دل بنویسید به گهواره او

كه نگفته به خدا پاسخ تان می گوید

این چه حالی است خدا ، گریه كنش پیفمبر

خون دل را به رخ از اشك بصر می شوید

پیش گهواره او فاطمه چون در خواب است

جبرئیل است كه لالائی او می گوید

هرگز از مادر مظلومه ننوشید لبن

شیر مادر نكند خشك شد از سوز مَحَن

بوسه گاه نبوی شد سر و دست و بندش

كاش شمشیر جفا بوسه نگیرد ز تنش

چه دلاور پسری ساقی كوثر دارد

هیبت حیدری اش بین سلام حسنش

جامه ی سرخ حریر آمده او را ز بهشت

كاش غارت نشود جای دگر پیرهنش

ذكر لا حول شده مزد سخن گفتن او

كه مبادا بشود طعمه نیزه سخنش

ترسم از بوسه بی وقفه به دستش آخر

صید ، انگشت شود جای عقیق یمنش

بر تنش جامه ی دیبای بهشتی اما

ترسم از عاقبتش اینكه نباشد كفنش

آنكه هر روز و شب آوازه ی مقتل دارد

در دل خویش حسینیه مفصل دارد


محمود ژولیده



ادامه مطلب


برچسب ها : امام حسین , سر سایه , افتاده , ماه دلبر , قعر جهیم , محرم کوی , حال طواف , حسین است , هم نفسان , حضرت زهرا , دام حسین , کربلا محرم , غمهای حسین , مبارک بادم , فطرس ملک , پیش گهواره , چه حالی , لالائی , ساقی کوثر , مقتل دارد ,
بازدید : 47
[ سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 ] [ 6:24 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


ما نداريم بجز بال و پر سوخته اي 

ديده اي اشك فشان و جگر سوخته اي 

داغ باغي گل پر پر شده داريم به دل 
سوزهائي همه اخگر شده داريم به دل 

آي مردم نكند كار به جائي برسد 
كه پس از لطف خداوند بلائي برسد 

نكند خصم ز اسلام بگرداند مان 
چرخش چرخۀ ايام بچرخاندمان 

اي بسيجي نگران باش كه خوابت نبرد 
آب از چشمه بجو تا كه سرابت نبرد 

نكند ارزش ايثار تو كمرنگ شود 
دشمنت حمله ور از جبهه فرهنگ شود 

نكند از ره ايثار جدا سازدمان 
و خجالت زده نزد شهدا سازدمان 

نقل هر آينه هر چند كه افسانه ماست 
خصم باز آمده اي دوست و در خانه ماست 

گر چه از دست تو اي شير علم بگرفته ست 
جوهر خون تو ديده است و قلم بگرفته ست 

نكند بر لب ما مُهر تَغافُل بزنند 
نا كسان در همه جا طبل تَساهُل بزنند 

سر بر آردند ز هر گوشه شغالان پليد 
خرده گيرند به جانبازي شيران شهيد 

به كدامين هنر آن بي هنران مي نازند 
كه چنين بهر غنيمت به جلو مي تازند 

خارج از خط امامند نه در خط امام 
پي تسقيط نظامند نه تثبيت نظام 

سهمتان در شب ديجورچه بوده ست اي قوم 
كه شعف كرده شما ر ا همه سرمست اي قوم 

بر گرفتيد همه تيشه آزادي را 
كه برآريد ز جا ريشه آزادي را 

خصم خصم است به هرجا در سازش مزنيد 
حرف با دشمن دين از سر سازش مزنيد 

ننگ مان باد به اميال خسان تن بدهيم
ز پي نان ، شرف خويش به دشمن بدهيم 

مرگمان باد اگر از شهدا دست كشيم
و اگر از خلف روح خدا دست كشيم 

اينقدر تيشه به فرهنگ بسيجي مزنيد
زخم كاري به دل تنگ بسيجي مزنيد 

در بنا گوش فلك نعره قانون مكشيد

بهر غارت زدگان طرح شبيخون مكشيد 

ما چو تيغيم برون آمده در مشت ولي
مي خروشيم به يك ضربه سر انگشت ولي 

گر ولي امر كند جمله كفن مي پوشيم
جام اگر زهر بود از كف او مي نوشيم 

خـون ثارالهي اندر رگمان مي جوشـد
هر بسيجي به ره عشق ز جان می کوشد

صبر اين قشر جگر سوخته حدي دارد
سوز پروانه پر سوخته حدي دارد 

تا كه چاووش شرف گرم ثنا خواني ماست
هر دم آماده ي طغيان دل طوفاني ماست 

علي اكبر شجعان از استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : ولی , امر کند , کفن , می پوشیم , اشک فشان , جگر سوخته , گل پرپر , لطف خداوند , آی مردم , خصم , ای بسیجی , نگران باش , جبهه فرهنگ , تغافل , ناکسان , تساهل , جانبازی , غنیمت , تسقیط , سرمستولی ,
بازدید : 75
[ شنبه 10 بهمن 1394 ] [ 13:55 ] [ نویسنده : mahdavi ] | نظرات ()

کجایید ای شهیدان خدایی .... پرنده تر ز مرغان هوایی


کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک بالان عاشق
پرنده‌تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی‌نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف او است
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت‌های عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی



ادامه مطلب


برچسب ها : کجایید , شهیدان , خدایی , پرنده , مرغان , هوایی , آسمانی , رهیده , کجایی , در زندان , شکسته , وام داران , رهایی , در مخزن , گشاده , نوای بی نوایی , عالم کف , آشنایی , شمس تبریزی , مشرق ,
بازدید : 103
[ یکشنبه 06 دي 1394 ] [ 13:47 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



ای بُرده امان از دلِ عشّاق کجایی

ای برتو دلم ، واله ومشتاق کجایی


وصف توشده نُقلِ همه مجلس ومحفل

ای سبز ردایِ شبِ میثاق کجایی


خیلی سفرت دور و دراز است عزیزم

ای در دلِ من کرده ای اُطراق کجایی


دور از رخ ماهت همه شب در تب وتابم

کای روشنیِ جمله ی آفاق کجایی


یادت همه جا قافیه آرای غزلهام

پرشد زتو و نامِ تو اوراق کجایی


باز آی وبه پا کن همه ی عدلِ علی را

تندیس جوانمردی و اخلاق کجایی


این ظلمتِ شب کی به سرآید،نظری کن

هان پرده برافکن مَـهِ اِشراق کجایی


بازآی و براَنداز همه فتنه گران را

اسلام خورَد از همه شلّاق کجایی


برمنتظرانِ خودت آقا نظری کن

احقاق صداق گلِ انفاق کجایی


ییلاق من از عمر گرانمایه سپر شد

سرگشته ام وراهیِ قشلاق کجایی


غلامرضا مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : شب میثاق , دلِ عشّاق , کجایی , اطراق , رخ ماهت , همه شب , تب و تاب , آفاق , باز آی , نقل , مجلس , محفل , دور و دراز , عدلِ علی , تندیس , جوانمردی , قافیه آرا , همه جا , ظلمت شب , مه اشراق ,
بازدید : 95
[ یکشنبه 29 آذر 1394 ] [ 23:19 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


موی که سرسلسله ی موی اوست


این سرِ نخ از سرِ گیسوی اوست


طاقِ جبینت که زِ ابرو خَم است


دایره ی گنبد مینوی اوست


نرگس مستت چو به دریای ژرف


دُرِّ شناور زِ کفِ جوی اوست


چهره ی زیبا ی سپید از صفا


ضربه ی چوگانِ سرِ گوی اوست


راهِ نَفَس؛ بینیِ مشکل گشای


رایحه ی چینشِ گلبوی اوست


لعل شکَرخای تو یا انگبین


ناب، شرابی زِ سَرِکوی اوست


لامِ کلام و گهر افشان، تورا


همهمه ی های وهیاهوی اوست


خالِ زنخدانِ تو و مهدوی


حُسنِ خدادادیِ گُلخوی اوست


غلامرضا مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : حسن خدادادی , سرسلسله , موی , اوست , سر سر گیسوی , طاق جبین , دایره ی گنبد , مینوی , نرگس مست , دریای ژرف , در شناور , کف جوی , چهره ی زیبا , ضربه ی چوگان , سر گوی , راه نفس , نخ , گلبوی , لعل شکر خای , گهر افشان ,
بازدید : 95
[ چهارشنبه 25 آذر 1394 ] [ 9:37 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


 

مهدی ومولای ما امشب سه جا دارد عزا

گاه گوید مصطفی گه مجتبی گاهی رضا

روضه ی آخروداعِ عمّه وجدّش حسین

قلب او آتش زند حالا جدا درما سوا

مادرش بنت الهدی هم باپسر ،نالان بود

گاه می گوید پدر، گاهی رضا، گه مجتبی

زینب زهرا از این غمها کُجا برسر زند؟

داغهائی دارد و داغ حسین امّا جدا

دیده باچشمان خود درطشتی از خونِ جگر

پاره های جانِ مظلومِ حسن؛ شمسُ الضُّحی

خوش ادا شد حقّ این مولا، کریم اهل بیت

نورچشم فاطمه آن زاده ی بدرالدّجی

جسمِ بی جانِِ حسن جان تیرباران می شود

پیش چشم کور اشباح الرّجالِ بی وفا

وای از این ناشکری امّت زنعمتهای حق

وا محمّد، وا حسن، وا فاطمه، وا مرتضی

جان به قربان توای مظلوم عالم ای حسن

زینتِ دوشِ نبی، کهف التـُقی ، غـَوثَ الوری

قبله ی حاجاتِ ما، باب الحوائج، ای کریم

ای شفیع ششیعیان، اَلغوثُ لی، یَومُ الجَزا


غلامرضا مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : سه جا عزا , قبله ی حاجات , شفیع شیعیان , یوم الجزا , زینت دوش نبی , کهف التقی , غوث الوری , مظلوم عالم , وا محمد , وا حسن , وا رضا , وا فاطمه , وا مرتضی , نا شکری , اشباح الرجال , بدرالدجی , حسن جان , کریم اهل بیت , شمس الضحی , طشت خون ,
بازدید : 103
[ پنجشنبه 19 آذر 1394 ] [ 19:44 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()




بسیجی عشق وایمان می شناسد

ولایت را به قرآن می شناسد


امین ِصادق ِدین ِمبین است

همیشه راهِ یزدان می شناسد


ز اَلرَّحمن وآیات خداوند

همه لؤلؤ و مرجان می شناسد


بسیجی رهرو راه حسین است

نه سرازپا نه سامان می شناسد


بسیجی رنگی وخاکستری نیست

سپیدوسبزِدوران می شناسد


همه درس ِسیاست فوتِ آب است

و بدخواهان ِایران می شناسد


اطاعت ازولیِّ امرخودرا

فریضه بلکه فرمان می شناسد


چواَربابِ فِتَن سبزینه پوشند

زُبیرو طلحه، مروان می شناسد


ریاکاران اگر پُستی بگیرند

بسیجی مردِ رندان می شناسد


بسیجی در یورشهای سیاسی

نبردِ نرم وتوفان می شناسد


خمینی دست وبازوی بسیجی

ازآن بوسد که انسان می شناسد


همیشه خاکی است وبی تکبّر

مقام ِربِّ رحمان می شناسد


گل گلخانه ی باغ حسین است

شقایق، لاله، ریحان می شناسد


خدارا باعبادت در دل ِشب

به اشک وآه وغُفران می شناسد


زشرک وملعبه دوری گزیند

خدای حقِّ سبحان می شناسد


به شب ،گشتی، شناسائی نموده

مه وانجم به کیهان می شناسد


به دانشگاه وحوزه در پیِ علم

فضیلتها و رجحان می شناسد


رهِ سازندگی های وطن را

به آبادی وعمران می شناسد


به سالِ همّت و کارِمُضاغف

روش، اندازه، پیمان می شناسد


ازاسرائیل غاصب هست بیزار

بلندیهای جولان می شناسد


به هنگام نبردِ تن به تنها

بسیجی خاکِ مهران می شناسد


و دوشادوش یاران شهیدش

رشادتهای«گُردان»می شناسد


بسیجی دارِخود بردوش دارد

و مشی «سربداران»می شناسد


تظاهر درحریمش ره ندارد

دو رنگیهای پنهان می شناسد


به هرپستی نبندد دل به دنیا

بهشتِ نابِ الوان می شناسد


ذلیخائی چو طنّازی نماید

گل ِپاکیزه دامان، می شناسد


فراست با کیاست هردو دارد

به موشی دزدِ انبان می شناسد


نمک پرورده ی خوان ولایت

علی را مرد میدان می شناسد


سپر دردست مولای زمان است

دفاعِ خطِّ پایان می شناسد


بسیجی لشکر مخلص الله

شهید همّت و چمران می شناسد


به کمترزآبِ کوثر دل نبندد

بسیجی آبِ حیوان می شناسد


بودمظلوم، درعین اقتدارش

بسیجی ظلم وحرمان می شناسد


درختِ پاک می باشد بسیجی

طهارت را دوچندان می شناسد


فـَرَج را منتظرباشد شب وروز

نگارِ پیرکنعان می شناسد


بسیجی را خمینی، روح ِاَلله

همان پیرِجماران می شناسد


غلامرضامهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : بسیجی , می شناسد ,
بازدید : 99
[ چهارشنبه 04 آذر 1394 ] [ 16:55 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


ادامۀ غزلِ پُستِ قبل:

 

کند صیدِ دلِ عُشّاقِ عالَم

 

شیهدِ آه و واویلا حسین است

 

زخوشرویانِ عالم در قیامت

 

شبابِ جنّتِ زیبا حسین است

 

به رگهای زمان خون می رساند

 

وَساقیِّ خُم ِصَهبا حسین است

 

شفیعِ ما به روزِ واپسین اوست

 

تمامِ وارثِ طاها حسین است

 

مُحَرّم ماه خون، ماهِ شهادت

 

به پا بنموده این غوغا حسین است

 

زِ خاکِ مهدوی آلاله روید

 

چو ذکرش یاحسین ویاحسین است

 

مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : یاحسین , یا حسین است , خاک مهدوی , آلاله , غوغا , محرّم , شهادت , ماه خون , ماه شهادت , وارث طاها , شفیع ما , واپسین , خُم صهبا , رگهای زمان , شباب جنّت , خوشرویان , شهید آه , آه و واویلا , صید دل , عشاق عالم ,
بازدید : 109
[ دوشنبه 18 آبان 1394 ] [ 11:1 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


 

همه فریادم از دل یاحسین است

 

سروکارم مداوم باحسین است

 

به گلزار ِنبی آلاله ی عشق

 

چو قلبِ عالَمِ معنا حسین است

 

همه دنیا ز شوقش بی قرار است

 

دلِ من قایق و دریا حسین است

 

اگر زهراشبِ قدراست و کوثر

 

فروغِ روزِ عاشورا حسین است

 

شده در نینوا قربانیِ عشق

 

ذَبیحُ اللهِ بی همتا حسین است

 

صفا و مروَه ی او، کربلا بود

 

منای عشقِ ما تنها حسین است

 

مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : یاحسین , سروکار , مداوم , گلزار نبی , آلاله ی عشق , قلب عالم , عالم معنا , بی قرار , قایق , شب قدر , فروغ , روز عاشورا , نینوا , قربانی عشق , ذبیح الله , بی همتا , صفا و مروه , صید دل , عشاق عالم , آه و واویلا ,
بازدید : 107
[ یکشنبه 17 آبان 1394 ] [ 20:25 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
:: تعداد صفحات : 3
1 2 3 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فایل زون