close
تبلیغات در اینترنت
اربعین


هرکه را رسمِ وفاداری به جاست
با الفبای " صَفَر " دَردآشناست


صادِ آن صافی شدن بی غَلّ وغَش
کربلا تا کوفه را سَعی وصفاست


فاءِ این ماهِ خدا ، فردوسِ عشق،
فیضِ عُظما بُردن از اشک وعزاست


رایتی از رایِ آن در اهتزاز
در لوایِ آن چه غوغایی به پاست


از نفیرِ " ماهِ حُزنِ اهلِ بَیت "،
ناله هایی درنوای نینواست


تعزیَت گویِ عزا خیلِ مَلَک
اربعین در هر صَفر همراه ماست


"اَربَعین" آغازِ حرفش با اَلِف
اَلفُ اَجرٍ فِی المَصائِب اَو بَلاست


بای آن بـانویی از بـِنتُ الهُدا
کوهِ صبرو طاقت اَندَر کربلاست


عــقدِ خون بستن به عین اربعین
رسمِ عُشّاقِ حسین و اَتقیاست


یای آن " یــا لَیتَنا کُنّا مَعَک "
بی دغلبازی وَ بی رنگ وریاست


نونِ آخرنـوشدارویی عجیب
از برای دردِ بی درمانِ ماست


کارِ زینب در صفر افشا گریست
خطبه هایش چون علیِّ مُرتضاست


آخِرِ این ماهِ پُر اندوه و غم
وامحمّد ، واحَسَن، اَو وارضاست


غلامرضا مهدوی




ادامه مطلب


برچسب ها : الفبا , صفر , اربعین , دردآشنا , وامحمد , واحسن , وارضا , خطبه , افشاگر , نوشدارو , دغلبازی , یالیتنا , عشاق , المصائب , ابنت الهدا , خیل ملک , تعزیت , اهل بیت , غوغایی , رایتی ,
بازدید : 12
[ دوشنبه 14 آبان 1397 ] [ 20:23 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


بار بگشایید ، اینجا کربلاست

آب و خاکش با دل و جان آشناست

.

بر مشام جان رسد بوی بهشت

به‌ به از این تربت مینو سرشت

.

کربلا ، ای آفرینش را هدف

قبله‌ گاه عاشقان از هر طرف

.

طورِ عشق است و مطافِ انبیا

نور حق اینجاست ؛ ای موسی ! بیا

.

جسم را احیا اگر عیسی کند

جان و تن را کربلا احیا کند

.

گر سلامت رفت ، از آتش ، خلیل

نورِ ثارالله شد او را دلیل

.

کربلا ، قربانگه ذبح عظیم

عرشِ رحمان را صراط مستقیم

.

گر خدا خواهی ، برو این راه را

کن زیارت کوی ثارالله را

.

شد ز عاشورای او یک اربعین

قتلگاهش را به چشم دل ببین

.

ماه ، اینجا ، واله و سرگشته است

و آن شهابِ ثاقب از خود رفته است

.

گَرد غم، افشانده بر سر ، کهکشان

اشکِ خون ریزد هنوز از آسمان

.

اختران ، سوزند چون شمع مزار

مرغِ شب می‌ نالد اینجا زار زار

.

گاه در صحرا خروش و گه سکوت

خفته در اینجا شهیدی لا یموت

.

حضرت سجاد بر خاکش نوشت

تشنه لب شد کشته ، سالار بهشت

.

اربعین است ، اربعین کربلاست

هر طرف غوغایی از غم‌ها به پاست

.

گویی از آن خیمه‌ های نیم‌ سوز

خود صدای العطش آید هنوز

.

هر کجا نقشی ز داغ ماتم است

هرچه ریزد اشک ، در اینجا کم است

.

باشد از حسرت در اینجا یادها

هان به گوش دل شنو ، فریادها

.

در دل هر ذره ، صدها مطلب است

ناله ی سجاد و اشک زینب است

.

باید اینجا داشت گوش معنوی

تا مگر این گفتگوها بشنوی :

.

– عمه جان ! اینجا حسین از پا فتاد

چهره بر این تربت خونین نهاد

.

– عمه جان ! این قتلگاه اکبر است

جای پای حیدر و پیغمبر است

.

– عمه جان ! قاسم در اینجا شد شهید

تیر بر قلب حسین اینجا رسید

.

– عمه جان ! عباس اینجا داد دست

وز غمش پشت حسین اینجا شکست

.

– اصغر لب تشنه ، اینجا ، عمه جان !

شد ز تیر حرمله خونین دهان

.

– از برای غارت یک گوشوار

شد در اینجا ، کودکی نیلی عذار

.

تا قیامت ، کربلا ماتم سراست

حضرت مهدی ، ” حسان ” ! صاحب عزاست


زنده یاد

استاد حبیب الله

چایچیان



ادامه مطلب


برچسب ها : اربعین , حسینی , بگشایید , کربلاست , خاکش , آشناست , مشامم , بوی بهشت , مینو سرشت , تربت , آفرینش , قبله گاه , طور عشق , مطاف , اینجاست , ثارالله , قربانگه , ذبح عظیم , عرش رحمان , مستقیم ,
بازدید : 23
[ یکشنبه 22 مهر 1397 ] [ 17:22 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فایل زون