close
تبلیغات در اینترنت
دشمن


فاطمه آرام جان ای مهربان زهرا بمان

صَیقـل آئینه های انس وجان زهرا بمان

لاله ی خونین و خاموش گلستان نبی

با توعطر آگین بُوَد محرابمان زهرا بمان

طایر بشکسته بالم ای تمام باورم

دوریَت برما گران باشد، گران، زهرا بمان

باربگشای ای عزیزم این چه وقتِ رفتن است

با نوای هَل اَتای کاروان زهرا بمان

یاورِ مظلومه ام ای شاهد رنج علی

شام غربت زود باشد این زمان زهرا بمان

ای گل نیلی رُخِ غم پرورم  پرپر مشو

پَر نکش ای طائرِ هفت آسمان زهرا بمان

گفتنی ها باتو دارم  محرم الأسرارِ من

بی تودشمن شاد گردد بی گمان زهرا بمان

ای تمام تو امانت از پیمبر نزدِ من

با چه روئی رد کنم ازخود ضِمان زهرا بمان

با تو تقوا بوی گلهای بهشتی می دهد

شافع روزِ جزای "شیعیان" زهرا بمان

بلبل بَیتُ الحَزَن رویت مکن پنهان زمن

با همه آه وفغان، ای قد کمان زهرا بمان

درغم دوریِ تو احساس پیری می کنم

چهره ات کرده بهارم را خزان زهرا بمان

می کنی آثار سیلی را نهان از من ولی،

باعلی ، با روی نیلیّ و نهان زهرا بمان

تکیه گاهم این کمانِ قـدِّ رعنای شماست

وای اگر اُفتد عصایم درمیان زهرابمان

ای که آزار تو، آزار رسول است و خدا

از خدا خواهم پناه و اَلأمان؛ زهرا بمان

دوریت از پا بیندازد مرا همسنگرم

می کند داغت علی را ناتوان زهرا بمان

درسقیفه خائنان، چوب حراج دین زدند

تا کنی اِفشا مَتاعِ آن دُکان زهرا بمان

غاصبانِ منبر و محرابِ دینِ احمدی

کینه ی دیرینشان گشته عیان، زهرا بمان

این دغلبازانِ پُست و نام و نان افشا نما

تا شوند آنان سیه روی جهان زهرا بمان

بی تو در گردابِ غمها، کی به ساحل می رسم

کشتی ام بی تو ندارد بادبان زهرا بمان

بازهم با چاهِ کوفه دردِ دل خواهم نمود

شکوه ها دارم ازاین نامردمان زهرا بمان

"مهدوی" راه ولایت ازعلی تا مهدی است

برسرپیمان خون با یوسفِ زهرا بمان

# # #


غلامرضا مهدوی آزاد



ادامه مطلب


برچسب ها : زهرا , بمان , مهربان , صیقل , خونین , خاموش , گلستان , گران , هَل اَتا , کاروان , مظلومه , طائر , گفتنی , دشمن , امانت , تقوی , بهشتی , ضمان , فغان , نیلی ,
بازدید : 233
[ جمعه 06 اسفند 1395 ] [ 11:3 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


به نام خدا

رجزخوانی حضرت اباالفضل(ع) در خیمه گاهِ امام حسین(ع) 

شب عاشورا در پاسخ به امان نامه ی شمرملعون(اجرای شبیه خوانی)

 

ابالفضلم، ابالفضلم، ابالفضل،

برائت جویم از دونمایه ی رزل

 

مراعشقِ حسین ازحد فزون است،

به چشمم دشمنانِ او زبون است

خبراز ابن سعد آورده مزدور،

که رو گردانم از این هاله ی نور،

اَمانم داده آن مکّارِ سفـّاک،

ولی هرگزندارم من ازاو باک

بروشمر لعین اینجا حریم اَست،

که اربابِ تو شیطانِ رَجیم است

همین فردا دمار از تو برآرم

که راضی گردد از من کردگارم

کنم جان را فدای نور عینین

به پا، سازم نوائی شور درشین

بریزم خونِ ناپاکان به دامن،

چو دشمن باشد ومن، من وَ دشمن

اجازت گر دهد مولایم اَلآن،

زنم برقلبِ دشمن با دل وجان

دمار از گرده ی آنان برآرم

مداوم لحظه ها را می شمارم

روا باشد دهم حالا سزایت

نشانم مادرت را در عزایت

 

 

چگونه در امان باشد اباالفضل؟!

حسین ایمن نباشد لاکن ای رزل؟!!

اگر دست از حسین اینک بدارم ،

قیامت را چگونه سربرآرم ؟

حسین اِذنم دهد گیرم سرت را،

نشانم در عزایت مادرت را

حسین آن زاده ی زهرای اطهر،

به مُشک عنبرین گشته مُعَطَّر

نموده خلوت امشب باخداوند،

عزیز فاطمه مولای دل بند

نیازم در اَمانِ از شما نیست

امیدم غیر درگاهِ خدا نیست

غلامرضا مهدوی

استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : ابالفضل , رجزخوانی , حضرت , خیمه , عاشورا , شمر , ملعون , برائت , دونمایه , دشمنان , مزدور , سفّاک , لعین , حریم , ارباب , راضی , رجیم , کردگار , دشمن , مولایم ,
بازدید : 215
[ دوشنبه 19 مهر 1395 ] [ 20:6 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فایل زون