close
تبلیغات در اینترنت
روضه
آخرین ارسال های انجمن


بادِ موافق به زمستان وزید

روح خدا از دَمِ عیسی دمید


بحرِ خُروشانِ زمان رام شد

نوحِ سُکاندار ، دل آرام شد


بارِشِ رحمان به دل وجان گرفت

باور و هِمّت سَروسامان گرفت


فجربرآمد همه جا نور شد

کوری چشمِ شب دیجور شد


مامِ وطن عزّت خود باز یاف

گُلشَنِ دین سروِ سر افراز یافت


پیرِخُمین آمد وپیمانه داد

باده ی جانانه زمیخانه داد


بادِ صبا، عطرِ شهیدان وزید

روحِ خدا، روضه ی رضوان، رسید


دیــوِ پلیــد آن طــرفِ آبــها،

گِل به دهن غرقه ي سیلابها،


شورو نوا در سرِ پیرو جوان،

لاله شد از خونِ شهیدان؛ جهان


بیست ودوِ بهمنِ پنجاه وهفت

نورِ خدا آمد و ظلمت برفت


دست خدا، حامی پیکار بود،

وَحدتِ مردم سبب کار بود


حامی ایران کَرَمِ کِردگار،

هست خمینیُّ و رَه اَش ماندگار،


مهدویا ساقی اگر حیدر است،

خامنه ای وارثِ پیغمبر است


غلامرضا مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : بهمن , پیروزی , دست خدا , خامنه ای , وارث , پیکار , موافق , خروشان , رام شد , سکاندار , دیجور , گلشن , پیمانه , روضه , رضوان , سیلابها , کردگار , پیغمبر , خمینی , مهدویا ,
بازدید : 168
[ سه شنبه 16 بهمن 1397 ] [ 10:58 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


روضه و ماتم به پا گردیده است
عالم وآدم سیه پوشیده است


تعزیت گوید خدا برماسوا
خون بگرید برحسین ارض وسما


پنجمین دُردانه ی آل عبا
کرده غوغایی به پادرکربلا


درقیام ودرقعود ودرسجود
جان خود را با خدا، سودا نمود


آتشی درجان ما افروخته
معنی عاشق شدن آموخته


باشهادت عشق معنا می شود
کربلا « اِنّا فَتَحنا» می شود


عشق یعنی : اَلَّـذینَ یُـؤمِنـون،
لَن تنالُواالبِرَّحَتّی تُنفِقوُن


مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : کربلا , انا فتحنا , شهادت , عشق , معنا , روضه , ماتم , گردیده , تعزیت , ماسوا , حسین , ارض , سما , پنجمین , دردانه , آل عبا , غوغایی ,
بازدید : 319
[ جمعه 31 شهريور 1396 ] [ 17:36 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


اما پدر که نامِ خود از مصطفی گرفت

کامِ مرا به تربتِ کربُ بلا گرفت


بعد از زیارتی که نصیبش خدا نمود

نامم غلامِ رضا کرد و هدیه را گرفت


در گوشِ راست اذان و به چپ اقامه گفت

جان و دلم زِ راز و نیازش صفا گرفت


در سجده ای دو مرتبه شکری جدا نمود

سوی خدا دو دستِ دعا بی ریا گرفت


روزی و رزقِ حلالِ خدا به من رساند

هرجا شفای دردِ مرا از خدا گرفت


طفلی بُدَم سه ساله زِ کامم زبان گشود

الفاظ و حرف و واژه زِ نایم صدا گرفت


با خود گرفت دستِ مرا و به روضه بُرد

در مسجد و حسینیه دَم با عزا گرفت


بی شیله پیله بود و رنجش خاطر نداشت

آنقدر ساده زیست که جنّت سرا گرفت


با مَشکِ اشکِ خود به حسین اقتدا نمود

اذنِ عبور صِراط از خدا دوتا گرفت


همواره راه علی(ع)رفت و مهدوی بماند

"عَهدِ" حضورِ ظهورش جدا گرفت


غلامرضا مهدوی آزاد- استهبان

22/1/96



ادامه مطلب


برچسب ها : پدر , مصطفی , تربت , غلامِ رضا , گوشِ راست , نیازش , سجده ای , دو دست , الفاظ , واژه , گاهی , روضه , مسجد , حسینیه , رنجش , شیله , آنقدر , مشک , اشک , صراط ,
بازدید : 399
[ جمعه 25 فروردين 1396 ] [ 12:3 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب نسل سومی
  • وب پی اس پی
  • وب جوان مکانیک
  • وب قالب بلاگفا