close
تبلیغات در اینترنت
زهرا
آخرین ارسال های انجمن


حیدر شدی تا پشت در هی در بکوبند!
جای ملائک نیست بال و پر بکوبند
زهرا دلش می‌خواست ذکر «یاعلی» را
روی عقیق سرخ پیغمبر(ص) بکوبند
سنگ علی را فاطمه بر سینه کوبید
باید که بر دُرِّ نجف حیدر بکوبند
نام تو اسم اعظم پروردگار است
این مُهر را باید به هر منبر بکوبند
معراج تازه ابتدایت بود، باید
نام تو را از این مقرّب تر بکوبند
هرکس تو را دارد چرا باید بترسد
مثل تو تنها از خدا باید بترسد

#


فاطمه علّت است خلقت را

فاطمه حُرمت است حُرمت را
فاطمه ،فاطمه است بی کم و کاست
فاطمه زُهره است ظلمت را
فاطمه عصمت است بر مریم
فاطمه عصمت است بر هاجر
فاطمه عزّت است بر کعبه
نه فقط کعبه، بلکه بالاتر!
زینت فرش و قبلۀ عرش است
از نگاهش فرشته میریزد
غنچه هم بی ارادۀ زهرا(س)
از دل خاک بر نمیخیزد
آب مهریه اش، زمین قُرُقش
پرده دارش سماء ،ملک بندش(بنده اش)
دامنش، پرورش دهنده حُسن
اِی به قربان پنج فرزندش!
کاش حالا که نوبهار شده
کاش حالا که غنچه روییده
کاش حالا که جان گرفته زمین
کاش حالا که سبز پوشیده
از مزارش نشانه‌ای هم بود
تا برایش گلاب و گل ببریم
آه مادر، ببخش، شرمنده
چِقَدَر ساده از تو می‌گذریم
راه را گم نمیکنم هرگز
به شبم آفتاب اگر بدهید
به من اذن بهشت را دادید
به سلامم جواب اگر بدهید
السّلام اِی ملیکۀ ملکوت
السّلام اِی نجیبۀ لولاک
السّلام اِی جمیلۀ جبروت
السّلام اِی حبیبۀ افلاک
بی تو حتّی بهار، پاییز است
با تو تحویل میشود هرسال
بتکان خانۀ دل مارا
اِی شکوه محوّل الاحوال


صابر خراسانی



ادامه مطلب


برچسب ها : فاطمه , علّت , خلقت , حیدر , ملائک , پیغمبر , عقیق , منبر , معراج , نجف , مقرّب , حُرمت , کاست , عزّت , بالاتر , کعبه , نگاهش , فرشته , غنچه , زهرا ,
بازدید : 0
[ جمعه 03 اسفند 1397 ] [ 17:2 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


فاطمه آرام جان ای مهربان زهرا بمان

صَیقـل آئینه های انس وجان زهرا بمان

لاله ی خونین و خاموش گلستان نبی

با توعطر آگین بُوَد محرابمان زهرا بمان

طایر بشکسته بالم ای تمام باورم

دوریَت برما گران باشد، گران، زهرا بمان

باربگشای ای عزیزم این چه وقتِ رفتن است

با نوای هَل اَتای کاروان زهرا بمان

یاورِ مظلومه ام ای شاهد رنج علی

شام غربت زود باشد این زمان زهرا بمان

ای گل نیلی رُخِ غم پرورم  پرپر مشو

پَر نکش ای طائرِ هفت آسمان زهرا بمان

گفتنی ها باتو دارم  محرم الأسرارِ من

بی تودشمن شاد گردد بی گمان زهرا بمان

ای تمام تو امانت از پیمبر نزدِ من

با چه روئی رد کنم ازخود ضِمان زهرا بمان

با تو تقوا بوی گلهای بهشتی می دهد

شافع روزِ جزای "شیعیان" زهرا بمان

بلبل بَیتُ الحَزَن رویت مکن پنهان زمن

با همه آه وفغان، ای قد کمان زهرا بمان

درغم دوریِ تو احساس پیری می کنم

چهره ات کرده بهارم را خزان زهرا بمان

می کنی آثار سیلی را نهان از من ولی،

باعلی ، با روی نیلیّ و نهان زهرا بمان

تکیه گاهم این کمانِ قـدِّ رعنای شماست

وای اگر اُفتد عصایم درمیان زهرابمان

ای که آزار تو، آزار رسول است و خدا

از خدا خواهم پناه و اَلأمان؛ زهرا بمان

دوریت از پا بیندازد مرا همسنگرم

می کند داغت علی را ناتوان زهرا بمان

درسقیفه خائنان، چوب حراج دین زدند

تا کنی اِفشا مَتاعِ آن دُکان زهرا بمان

غاصبانِ منبر و محرابِ دینِ احمدی

کینه ی دیرینشان گشته عیان، زهرا بمان

این دغلبازانِ پُست و نام و نان افشا نما

تا شوند آنان سیه روی جهان زهرا بمان

بی تو در گردابِ غمها، کی به ساحل می رسم

کشتی ام بی تو ندارد بادبان زهرا بمان

بازهم با چاهِ کوفه دردِ دل خواهم نمود

شکوه ها دارم ازاین نامردمان زهرا بمان

"مهدوی" راه ولایت ازعلی تا مهدی است

برسرپیمان خون با یوسفِ زهرا بمان

# # #


غلامرضا مهدوی آزاد



ادامه مطلب


برچسب ها : زهرا , بمان , مهربان , صیقل , خونین , خاموش , گلستان , گران , هَل اَتا , کاروان , مظلومه , طائر , گفتنی , دشمن , امانت , تقوی , بهشتی , ضمان , فغان , نیلی ,
بازدید : 288
[ جمعه 06 اسفند 1395 ] [ 11:3 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب نسل سومی
  • وب پی اس پی
  • وب جوان مکانیک
  • وب قالب بلاگفا