close
تبلیغات در اینترنت
شیله


اما پدر که نامِ خود از مصطفی گرفت

کامِ مرا به تربتِ کربُ بلا گرفت


بعد از زیارتی که نصیبش خدا نمود

نامم غلامِ رضا کرد و هدیه را گرفت


در گوشِ راست اذان و به چپ اقامه گفت

جان و دلم زِ راز و نیازش صفا گرفت


در سجده ای دو مرتبه شکری جدا نمود

سوی خدا دو دستِ دعا بی ریا گرفت


روزی و رزقِ حلالِ خدا به من رساند

هرجا شفای دردِ مرا از خدا گرفت


طفلی بُدَم سه ساله زِ کامم زبان گشود

الفاظ و حرف و واژه زِ نایم صدا گرفت


با خود گرفت دستِ مرا و به روضه بُرد

در مسجد و حسینیه دَم با عزا گرفت


بی شیله پیله بود و رنجش خاطر نداشت

آنقدر ساده زیست که جنّت سرا گرفت


با مَشکِ اشکِ خود به حسین اقتدا نمود

قبضِ عبور صِراط از خدا دوتا گرفت


همواره راه علی(ع)رفت و مهدوی بماند

"عَهدِ" حضورِ ظهورش جدا گرفت


غلامرضا مهدوی آزاد- استهبان

22/1/96



ادامه مطلب


برچسب ها : پدر , مصطفی , تربت , غلامِ رضا , گوشِ راست , نیازش , سجده ای , دو دست , الفاظ , واژه , گاهی , روضه , مسجد , حسینیه , رنجش , شیله , آنقدر , مشک , اشک , صراط ,
بازدید : 102
[ جمعه 25 فروردين 1396 ] [ 12:3 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فایل زون