close
تبلیغات در اینترنت
عطش

 

 

موضوع شعر: دشواریهای زیبای کربلا ، کوفه، شام

الف- وداعُ واقعه


هنگامِ  وداعِ گل وگلزار چه دشوار

دل کندنِ از خواهرِغمخوار چه دشوار


بشکسته کمر درغمِ عباس دلاور

بی یاور و بی میر وعلمدار چه دشوار


لب تشنه بنی هاشم و سیرآب در ودشت

فریاد عَطَش اَلعَطَشِ یار چه دشوار


کردند جدا سر زِتنِ یوسفِ زهرا

بوسیدن آن حنجرِ خونبار چه دشوار


شد کربُ بلا مَسلَخِ یارانِ وفادار

پاکوبِ سواران تنِ اَبرار چه دشوار


خونخواهی عُشّاق فداکار چه سخت است

دلداری یاران عزادار چه دشوار!


بر اهل حرم وای مصیبت زِ دورانِ اسارت

مردانه زنی قافله سالار چه دشوار

#

ب- شام غریبان


هنگامه به پایان شده و تنگِ غروب است

در پیش بیابانِ  پُر از خار چه دشوار


سخت است بَرَند اهلِ حرم را به اسارت

دیوانِ سیاه از پیِ آزار چه دشوار


افتاده به بستر "ولی" آن شیرِ به زنجیر

تیمار از آن عابد بیمار چه دشوار


برپا شده در کربُ بلا غلغله ای سخت

در شام غریبان و شبِ تار چه دشوار


اهل حرمِ آل علی در تب و تابند

آزاده وَلی در غُل ومسمار چه دشوار


شلاّقِ عدو، جای نوازش زِ یتیمان،

در باور اگر آید و پندار چه دشوار


غارت زده گانند اسیرانِ حرم وای

وای از سِتَم و، صبرِ براین کار چه دشوار

#

پ- اسارت


زآن ماتم عظما چه گذشته ست به زینب?!

در چشمش اگر خارعلی وار چه دشوار


چرخاندن سرها سرِ نی با همه اصحاب

در شام سرِ کوچه و بازار چه دشوار


خاکم به دَهن؛ خوردنِ دشنام چه سخت است

بشنیدن صد طعنه زِ اَغیار چه دشوار


در طشت وسنان قاری قرآن سرِ مظلوم

برلب اگرش چوب سزاوار؟! چه دشوار


بشکن قلم ای شاعر ازاین روضه ی منظوم

خون شد جگرو دیده زِ گُفتار چه دشوار


این رنج و بلاها همه در دیده ی زینب

زیبائی محض است، چه هموار چه دشوار


غلامرضا مهدوی آزاد


غلامرضا مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : عاشورا , زیباییها , دشوار , همراهی , عُشّاق , هوادار , آزاده , غل , مسمار , تیمار , عزادار , غریبان , دشت , بلا , غلغله , عطش , مسلخ , زیباتر , صدپاره , خاشاک ,
بازدید : 189
[ جمعه 23 مهر 1395 ] [ 10:56 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

به نام خدا


 

هرکسی در دل به عشقی مبتلاست

اصلِ عشق وعاشقی از ماسواست

بی گمانم پیش ازاین ها عشق بود

کاندرونِ آدمی غوغا به پاست

عاشق ومعشوق هردو عاشقند

عشق بی معشوق اصلاً نابجاست

هرکجا معشوق باشد عاشق است

عاشقان را سازو آوازی جداست

دراَلفبای تمامِ عاشقان،

داروئی باشد به دردی را دواست

هرکه عاشق شد به مَسلَخ می رود

مذبحِ[1] عاشق مقامی بی ریاست

بهترین عاشق، حسین ثارالله است

کاو ، ورایِ واژه ی چون و چراست

عین عاشق ازعطش دَم می زند

عهدِ خون بستن به درگاهِ خداست

بعد ازآن عاشِق، اَلِف خواهد سرود

اُلفَتِ دل از دو رنگیها جداست

شین عاشق شوق دیدارِ خداست

شمّه ای دیگرزشورِ آموزهنینواست

قاف عاشق قَد قُتِلنا خوانده است:

قُل نَعَم ، قلتُ نَعَم ، قالوا، بَلاست

جانِ عاشق را خدا خواهد خرید

او که تنها خونبهای پُربهاست

بهترین آموزه ها عاشق کُشی ست

سَرنخش حَبلُ المَتینِ اَولیاست

عاشقان را غیرِ حق سودا مباد

کاین نوای زینبی از نینواست

عاشقِ حَقُّ الیَقین یعنی حسین

کاو سراپا حُرمتِ خونِ خداست

هرکه را عشقِ حسین آواره کرد

مُبتلایِ مُبتلایِ مُبتلاست

مهدوی



[1] - مذبح.[مَ بَ] (ع اِ) جاى قربانى كردن.

 



ادامه مطلب


برچسب ها : الفبا , عاشقی , مبتلا , عشق , غوغا , معشوق , نابجا , عاشقان , مذبح , بی ریا , مسلخ , بهترین , ثارالله , عطش , سرود , الفت , شوق , دیدار , شمّه ,
بازدید : 189
[ دوشنبه 19 مهر 1395 ] [ 20:30 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فایل زون