close
تبلیغات در اینترنت
قرآن

از  پی آن مُـقـتــدا  مــــولا  عــلی

باعـلی قـرآن و عِتـرت مِهـر وماه

پشتِ من گرم است وسالاری ازاو

تا نَـفَـس درجان وتـن باشـد روان

ثابـت از او  شــد قـیــامِ هـر امـام

جـیـمِ جــاءَ الحَق زِ پـیغـامِ  رُسُـل

چـاهِ کــوفه نالَـد وهـرنخل وبـرگ

حـالِ مـولا چــون شـد از یادِ فدَک

خـدعه کردنـد اَرچه اصحابِ سَبَق

دستِ او دسـتِ خدا،دســتِ عـفاف

ذَرَّةُالـمِـثـقـالِ  حَـقّ و  چـلچـــراغ

رایـتِ مـــولا علـی  باشـــد  وَرَع

زادگاهـش کعـبه بود از این لحاظ

ژاژ خـایـان  اَرچه  کردند اختلاط

سالک اَرهستی ولایش برتوفرض

شیعگی کُن،شیعگی،جانا،خَلاص

«مهـدوی» نجوا نما با هر قیام

 

از  الـف  تـا  یـــا  بگـویـم  یـا عـلی

بـی عـلی هـر مُـدَّعـی افتـد بـه  چـاه

پایِ من لنگ است وغمخواری ازاو

تــازه بـاشـد یـاعـلـی بَــر هـر زبـان

ثـلمه ای شــد قتـلِ او ، دین نا تمام

جـان گرفـت اَنــدَر کـلامِ ایـن  رَجُـل

چـشـم گـریَـد بَـرعلـی هنگامِ  مرگ

حـمله یِ اصحابِ رزل و پُـر کَـلَـک

خـاکسـارِ درگَـه اَش  مَـــردانِ حـق

دادِ او  هـرگـز نـبــاشــد اختــــلاف

ذرّه هـای عـدل از او گیـرد سُـراغ

روحِ  ابـلیـس از وِلایـش در جَـزَع

زان  سَـبَـب آمـد نـگینی را حفــاظ

ژِستـشان  اِفشا شـد انـدر انحطاط

ســَر مَتاب ازآن سراجِ روزِعَرض

شـاهـدِ ما باشـدآن  مـولایِ خَـاص

باعلی، مولای خوبان، صبح و شام


غلامرضا مهدوی آزاد



ادامه مطلب


برچسب ها : یاعلی , مقتدا , مولا , بگویم , با علی , قرآن , عترت , مدعی , سالاری , لنگ , غمخواری , هر زبان , قیام , ثلمه , قتل , ناتمام , ثابت , کوفه , گرید ,
بازدید : 148
[ پنجشنبه 09 فروردين 1397 ] [ 15:17 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


کاروانسالار عشقم ارمغان آورده ام
از سَفَر صاحبدلان، یک کاروان آورده ام

کهکشانها را منور کرده ام در شام تار
ماهِ کنعان در رواق آسمان آورده ام

نینوای پُر بلا از ما پذیرایی شده ست
بهترین گلهای طاها میهمان آورده ام

میزبانان سر بریدند از تنِ آلاله ها

خون دل ساغر به ساغر شوکران آورده ام

 

وارثانِ نوح و یاسین را به مسلخ بُرده اند

گُلشنِ آلِ عبا بی باغبان آورده ام


روی دستِ دشمنانم بر فرازِ نیزه ها
زینتِ دوشِ نبی را نغمه خوان آورده ام

پاره ی قرآنِ ناطق را، ز دشت لاله ها
هدیه در طشت طلا، زآن بوسِتان آورده ام

خیزران و بوسه بر دندان و لبها نا رواست
بوسه گاهِ "خاتم پیغمبران" آورده ام

گرچه طعنه می زنندم کوفیانِ بی وفا
نقضِ عهدِ ناکثان امّا عیان آورده ام

خوانده ام منزل به منزل خطبه های آتشین

سینه سینه شکوه ها از این و آن آورده ام


کردم افشا چهره ی اَعدا برای خاصُ عام
کُفرِ اینان را به هرجا بر زبان آورده ام

خارجی خوانندمان این قاسطین ومارقین
عِترتِ آلِ علی را ترجمان آورده ام

کوه صبرم قلّه ام در"شامُ، شامُ، شام" بود
بهرِ عالم صد نشان از بی نشان آورده ام

داغدارم، مو سپیدم، گرچه شد قدّم کمان
عشق و ایثار از برای هر زمان آورده ام
#
شاعری شرمنده ام"یالَیتَنا کُنتُ مَعَک"
شرحه شرحه سینه ای آه و فغان آورده ام


غلامرضا مهدوی آزاد




ادامه مطلب


برچسب ها : کاروانسالار , ارمغان , آورده ام , کاروان , کنعان , رواق , آسمان , نینوا , پذیرایی , فرات , بهترینها , میزبانان , شوکران , طاها , یاسین , مسلخ , رینت , طشت , قرآن , ناطق ,
بازدید : 186
[ دوشنبه 17 آبان 1395 ] [ 8:8 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فایل زون