close
تبلیغات در اینترنت
مبتلا


به نام خدا



هرکه را خونِ حسینی مقتداست

با اَلِفبای «مُحَرَّم» آشناست

میمِ آن مظلومی ومردانگیست

مُبتلا گشتن به عشقی، بی ریاست

حای آن حَبلُ المَتین، حَقُّ الیَقین؛

راهِ عُشّاق وطریقِ اولیاست

رای آن یعنی رضایم ای خدا

با رضایت می کنم جانم فدا

میمِ دیگر مقصدِ صدها شهید

کربلا درکربلادرکربلاست

 

الفبای کربلا

 

«کربلا» این کعبه ی آمال ما،

کافِ آن کَرب از زمین تا کِبریاست

رای آن باشد رضای کردگار

بی چک وچانه وَ بی چون وچرا ست

بای آن باشد بلائی بس عظیم

شورِعاشورایِ ما تا انتهاست

«لا» جوابِ رَد به کِردارِ یزید،

ابتدایِ حرفِ ما با اَشقیاست

عینِ «عاشورا» زِعاشق دَم زنَد

اُلگویِ عُشّاقِ عالَم، خونبهاست

در اَلِف شور ونوایی بَرتر است

اَلفُ اَجرٍفِی المَصائِب اَو بلاست

شَینِ عا شورا زِ شورِ عاشقی است،

شِاهدِ شَقُّ القَمَر، فرقِ دوتاست

آفتابی از سَرِ نی می دَمَد

واوِعاشورا، زِ وَالشّمسُ الضُّحاست

رایِ عاشورا رَهِ عُشّاقِ ناب

از الف تا یایِ آن قالوا بَلیٰ است

-  

الفبای یاحسین :

 

گفتنِ هریاحسین آوای ماست

فکرو ذکرو باورو نجوای ماست

آرزومان تربتِ پاکش بُوَد

کربلایش بهترین مأوای ماست

باشد استمدادِمان از یا حسین

واژه ی پروا و نا پروای ماست

در الفبای کلامِ «یاحسین»

رمزِو رازی آمده با شور وشین

یای آن یعنی کلامی بی کَلَک:

یاحسین«یالَیتَتا کُنتُ مَعَک»

 

حای آن: «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم»

سینِ آن: « سِلمٌ لِمَن سالَمَـکُم»

یا و نون یعنی یَـقینِ درنـماز

اَلسَّلام ای مَظهَرِ راز ونیاز

در نمازِ ظُهرِ عاشورایِ دوست

هدیه کن این دل که خاطر خواهِ اوست
#

 

غلامرضا مهدوی آزاد



ادامه مطلب


برچسب ها : الفبا , محرّم , حسینی , مقتدا , مظلومی , مبتلا , عشّاق , اولیا , رضایت , مقصد , صدها , شهید , کربلا , کعبه , کبریا , کردگار , عظیم , عاشورا , خونبها , عاشقی ,
بازدید : 139
[ دوشنبه 19 مهر 1395 ] [ 23:48 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

به نام خدا


 

هرکسی در دل به عشقی مبتلاست

اصلِ عشق وعاشقی از ماسواست

بی گمانم پیش ازاین ها عشق بود

کاندرونِ آدمی غوغا به پاست

عاشق ومعشوق هردو عاشقند

عشق بی معشوق اصلاً نابجاست

هرکجا معشوق باشد عاشق است

عاشقان را سازو آوازی جداست

دراَلفبای تمامِ عاشقان،

داروئی باشد به دردی را دواست

هرکه عاشق شد به مَسلَخ می رود

مذبحِ[1] عاشق مقامی بی ریاست

بهترین عاشق، حسین ثارالله است

کاو ، ورایِ واژه ی چون و چراست

عین عاشق ازعطش دَم می زند

عهدِ خون بستن به درگاهِ خداست

بعد ازآن عاشِق، اَلِف خواهد سرود

اُلفَتِ دل از دو رنگیها جداست

شین عاشق شوق دیدارِ خداست

شمّه ای دیگرزشورِ آموزهنینواست

قاف عاشق قَد قُتِلنا خوانده است:

قُل نَعَم ، قلتُ نَعَم ، قالوا، بَلاست

جانِ عاشق را خدا خواهد خرید

او که تنها خونبهای پُربهاست

بهترین آموزه ها عاشق کُشی ست

سَرنخش حَبلُ المَتینِ اَولیاست

عاشقان را غیرِ حق سودا مباد

کاین نوای زینبی از نینواست

عاشقِ حَقُّ الیَقین یعنی حسین

کاو سراپا حُرمتِ خونِ خداست

هرکه را عشقِ حسین آواره کرد

مُبتلایِ مُبتلایِ مُبتلاست

مهدوی



[1] - مذبح.[مَ بَ] (ع اِ) جاى قربانى كردن.

 



ادامه مطلب


برچسب ها : الفبا , عاشقی , مبتلا , عشق , غوغا , معشوق , نابجا , عاشقان , مذبح , بی ریا , مسلخ , بهترین , ثارالله , عطش , سرود , الفت , شوق , دیدار , شمّه ,
بازدید : 132
[ دوشنبه 19 مهر 1395 ] [ 20:30 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فایل زون