close
تبلیغات در اینترنت
مذبح

به نام خدا


 

هرکسی در دل به عشقی مبتلاست

اصلِ عشق وعاشقی از ماسواست

بی گمانم پیش ازاین ها عشق بود

کاندرونِ آدمی غوغا به پاست

عاشق ومعشوق هردو عاشقند

عشق بی معشوق اصلاً نابجاست

هرکجا معشوق باشد عاشق است

عاشقان را سازو آوازی جداست

دراَلفبای تمامِ عاشقان،

داروئی باشد به دردی را دواست

هرکه عاشق شد به مَسلَخ می رود

مذبحِ[1] عاشق مقامی بی ریاست

بهترین عاشق، حسین ثارالله است

کاو ، ورایِ واژه ی چون و چراست

عین عاشق ازعطش دَم می زند

عهدِ خون بستن به درگاهِ خداست

بعد ازآن عاشِق، اَلِف خواهد سرود

اُلفَتِ دل از دو رنگیها جداست

شین عاشق شوق دیدارِ خداست

شمّه ای دیگرزشورِ آموزهنینواست

قاف عاشق قَد قُتِلنا خوانده است:

قُل نَعَم ، قلتُ نَعَم ، قالوا، بَلاست

جانِ عاشق را خدا خواهد خرید

او که تنها خونبهای پُربهاست

بهترین آموزه ها عاشق کُشی ست

سَرنخش حَبلُ المَتینِ اَولیاست

عاشقان را غیرِ حق سودا مباد

کاین نوای زینبی از نینواست

عاشقِ حَقُّ الیَقین یعنی حسین

کاو سراپا حُرمتِ خونِ خداست

هرکه را عشقِ حسین آواره کرد

مُبتلایِ مُبتلایِ مُبتلاست

مهدوی



[1] - مذبح.[مَ بَ] (ع اِ) جاى قربانى كردن.

 



ادامه مطلب


برچسب ها : الفبا , عاشقی , مبتلا , عشق , غوغا , معشوق , نابجا , عاشقان , مذبح , بی ریا , مسلخ , بهترین , ثارالله , عطش , سرود , الفت , شوق , دیدار , شمّه ,
بازدید : 103
[ دوشنبه 19 مهر 1395 ] [ 20:30 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فایل زون