close
تبلیغات در اینترنت
گسست
آخرین ارسال های انجمن

 

هِفده ی ماهِ ربیع و سالِ فیل

شد ثنا خوان چشمه سارِ سلسبیل

واژگون شد هَربُتی درهرکجا،

لحظه ی مولودِ آن بَـدرُالدّجی

رانده شد ابلیس دون از آسمان،

درشبِ میلادِ آن آرام جان

طاقِ کسری ناگهان ازهم گسست،

چارده دندانه اش درهم شکست

ساوه خشکید وسماوه شدپُرآب*

صد مَلَک مأمورِ اِیّاب وذهاب

سَبعَه ی آتشکده* خاموش گشت،

بَعدِ ده قرنی که آذرنوش* گشت

موبدان آشفته خواب وخورشدند،

گاهِ رؤیا اَسترو اُشترشدند

نوری ازنجدو تهامه* شد فراز،

تا به مشرق رفت آن شب ازحجاز

تختِ شاهان واژگون شد ناگهان

لال شد هرپادشاهی از زبان

موبدان وکاهنان نادان شدند

ساحران درکارِخودحیران شدند

این همه آیات توحیدی عیان

شد نشان ازخاتم پیغمبران

صد کرامت، معجزه، اِرحاصِ* او

خاصِ آن مولا شدو اِخلاصِ او

خانه ی بِنتِ وَهَب امواجِ نور

آمده روحُ القُدُس با شوق وشور

نوری ازدامانِ بانوآمنه

شدفروزان تا سما یک عالمه

آمد آن شَمسُ الضُّحی، بَدرُالدّجی،

مُصطَفی، کَهفُ التُّقی، غَوثَ الوَری

با رکوع و سجده ای آن سروِ ناز

سرفرازی کرده کودک در نماز

مهربان ختم رُسُل عَبدِ خدا

خُلقِ عُظمای تمام انبیا

هان محمّد(ص)خاتم پیغمبران

سروَرِ خَـلقِ زمین وآسمان

آیتِ حق؛ رَحمَةٌ لِّلعالَمین

آن شَفیعِ مُؤمِنات ومُؤمِنین

عالِمِ ناخوانده درسِی ازکتاب،

داده پاسخ هر سؤالِ بی جواب

وهمِ انسانها نگنجد، کاین چه هاست

مثنوی گویِ پیمبرها خداست

عالَم از نور وجودش سرفراز،

ذِکرِصلواتش بُوَد باهرنماز

شافِعَت خواهی شود گر، در ممات،

کُن دهان خوشبو به ذِکرِصَلَواة.


مهدوی



* - خشک شدن دریاچه ساوه همزمان با تولّد پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد(ص)، یکی از روایات مشهور مذهبی است.بر اساس این روایات در شب تولّد پیامبر گرامی اسلام، وقایع معجزه آسایی از قبیل:خاموش شدن آتشکده فارس، فرو ریختن کنگره‌هایی از طاق کسری، خشک شدن دریاچه ساوه و جاری شدن آب در رودخانه سماوه اتفاق افتاده است:«فلمّا ولد رسول اللّه(ص)لم یبق صنم الاّ سقط و غارت بحیرة ساوه..»از  بحار الانوار، علامه مجلسی، تهران، چاپ آخوندی، ج 15، ص 323-324.

* - سَبعَه ی آتشکده:[تَ كَ دَ / دِ] (اِ مركب)پرستشگاه مغان و جاى آتش افروختن. بيت‌النار. بيت‌النيران. آتشگاه : گويند پارسيان هفت آتشكدهء معتبر بعدد هفت كوكب سيار داشته‌اند و نامهاى آنها بدين قرار بوده است: آذرمهر. آذرنوش. آذر بهرام. آذرآيين. آذرخرين. آذر برزين. آذر زردشت.

*-آذرنوش.[ذَ] (اِخ) نوش‌آذر. نام آتشكدهء دوم از جملهء هفت آتشكدهء فارسيان.

*- نجد:[نَ]عربستان سعودى.مركزآن رياض است.تهامة: زمينى مشهوركه مكهء معظمه در آن واقع است.

*- اِرهاص (ع مص) آمادهء چيزى شدن و ايستادن. خوارق عاداتى كه از نبى پيش از ظهور، ظاهر شود مثل نورى كه در پيشانى آباء و اجداد پيغامبر(ص) لايح بود. حادث شدن امرى خارق عادت پيش از بعثت نبى (از وى)، تا بر نبوت او دلالت كند. گفته‌اند ارهاص از قبيل كرامات است زيرا انبياء پيش از نبوت در درجه از اولياء كمتر نبوده‌اند. (تعريفات جرجانى). شرعاً نوعى از خارق عادتست كه پيمبران را پيش از برگزيده شدن به پيمبرى از جانب حق‌تعالى عطا ميشود و سبب تسميهء آن به ارهاص اين است كه در لغت ارهاص به معنى بناء خانه است كه اين خارق عادت اعلام به بناء خانهء پيمبرى ميباشد. كذا فى حواشى شرح‌العقايد. (كشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به معجزه، كرامت و استدراج شود. (لغتنامه ی دهخدا)



ادامه مطلب


برچسب ها : خاتم پیغمبران , پیامبرنور , هفده , ماه ربیع , سال فیل , ثنا خوان , چشمه سار , سلسبیل , واژگون , هربتب , رانده شد , ابلیس دون , آرام جان , طاق کسری , گسست , چارده دندانه , ساوه خشکید , سماوه , پرآب , صد ملک ,
بازدید : 192
[ جمعه 02 آذر 1397 ] [ 23:29 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


:fallen_leaf:
حال و هوای کوچه، غم‌آلود و درهم است
پرچم به اهتزاز درآمد، محرّم است

می‌گرید آسمان و زمین، در محرّمت
طوفانی از حماسه به پا می‌کند غمت

ابلاغ می‌کنند به یاران، سلام تو
قد می‌کشند باز علم‌ها، به نام تو

هر جا که نام توست، مکان فرشته است
بر هر کتیبه‌ای که ببینی، نوشته است

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»

باید در این حسینیه، از خود سفر کنیم
باید در این مقام، شبی را سحر کنیم

با کاروان گریه، مسافر شدم تو را
امشب در این حسینیه زائر شدم تو را

تا گفتم «اَلسلامُ عَلیکُم» دلم شکست
نام حسین، بند دلم را، ز هم گسست

دیدم که ابرهای جهان، گریه می‌کنند
در ماتمت زمین و زمان، گریه می‌کنند

دیدم «عزای اشرف اولاد آدم است»
دیدم «سر ملائکه بر زانوی غم است»

رفتم که شرح عصمت «ثارُ اللَّهی» کنم
چیزی نمانده بود که قالب تهی کنم

خورشید رنگ و بوی تغیّر گرفته بود
تنگ غروب بود و فلک گُر گرفته بود

ای تشنه‌کام! بود و نبود تو را چه شد؟
سقّایِ یاس‌های کبودِ تو را چه شد؟

بر اوج نیزه‌ها، کلمات تو جاری است
این قصّه، قصّهٔ تَبَر و استواری است

ای اسم اعظمت به زبانم، عَلَی الدَّوام
ما جاءَ غَیرُ اِسمُکَ فی مُنتَهَی الکَلام

آیین من تویی، که تویی دین راستین
بَل ما وَجَدتُ غَیرَکَ فی قَلبِیَ الحَزین

آن بحر پر خروش، دگر بی‌خروش بود
خورشید تکّه تکّهٔ زینب، خموش بود

عباس شاه زیدی



ادامه مطلب


برچسب ها : امام حسین , علیه السلام , غم آلود , اهتزاز , محرّم , طوفانی , کتیبه ای , شورش , حسینیه , زائر شدم , دلم شکست , ملائکه , تغیّر , تشنه کام , استواری , نیزه ها , منتهی , الکلام , الدوام , گسست ,
بازدید : 149
[ دوشنبه 19 شهريور 1397 ] [ 18:56 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب نسل سومی
  • وب پی اس پی
  • وب جوان مکانیک
  • وب قالب بلاگفا